خواننده :احسان خواجه امیری
شاعر :نمی شناسم
من به دنبال چه هستم وتا رسيدن به مقصد چه اندازه فاصله دارم
ودر کدامين زمان و مکان همچون قطره اي ارام مي شوم![]()
این اخرین جمله ی سخنران سمینار فوق العاده نجوم دانشگاهمان بود![]()
پابه پاي ثانيه ها به تو مي انديشم
وعقربه ها جمعه هاي ساكت ومتروك را طي مي كند
به تو مي انديشم اي كسي كه تمام جهان در انتظار توست
ايا اين همه انتظار براي امدنت كافي نيست
عزيز دل !....
گفتم:چقدر احساس تنهايي مي كنم
گفتي من كه نزديكم (بقره.ايه 186)
گفتم:تو هميشه نزديكي ,من دورم .......كاش مي شد من به تو نزديك شوم
گفتي:هرصبح وعصر ,پروردگارت را پيش خودت باخوف وتضرع وباصداي اهسته يادكن (اعراف ,ايه205)
گفتم:اما اين توفيق مي خواهد!
گفتي:دوست نداريد خدا شما را ببخشد؟(نور,ايه22)
گفتم :مشخص است كه مي خواهم امرزيده شوم
گفتي:پس از خدابخواهيد كه شما را بيامرزد وبعدتوبه كنيد(هود.,ايه 90)
گفتم:بااين همه گناه...........اماچكار مي توانم بكنم ؟
گفتي:ايا نمي دانيدكه خدا توبه راازبندگانش قبول مي كند ؟(توبه ,ايه104)
گفتم اما روي توبه ندارم
گفتي:بدانيد كه خدا امرزنده گناه وپذيرنده توبه است (غافر,ايه3-2)
گفتم با اين همه گناه براي كدام گناهم توبه كنم؟
گفتي:خداهمه ي گناهان را مي بخشد (زمر,ايه 53)
گفتم:يعني اگردوباره بيايم باز مرا مي بخشي ؟
گفتي:به جز خدا كيست كه گناهان را ببخشد ؟(ال عمران,ايه135)
گفتم:الهي وربي من لي غيرك (خدايابه جز توكسي راندارم).
گفتي خدا براي بنده اش كافي نيست ؟(زمر,ايه36)
گفتم : در برابر اين همه مهرباني چكار مي توانم انجام دهم؟
گفتي :اي مؤمنين خدارابسياريادكنيدوصبح وشب تسبيحش بگوييداوكسي است كه خودش وفرشته هايش برشمادرودورحمت مي فرستندتاشماازتاريكي ها به سوي روشنايي بياييد
خدانسبت به مؤمنين رحمان ورحيم است (احزاب ,ايه43-41)
اين مطلب را در يك ويژه نامه خواندم وبراي شما دوست عزيز نوشتم
اولين روز دبستان بازگرد با وجود سوزوسرماي شديد
كودكي ها شادوخندان باز گرد ريزعلي پيراهن از تن دريد
بازگرد اي خاطرات كودكي تادرون نيمكت جا مي شديم
برسواراسب هاي چوبكي ماپراز تصميم كبري مي شديم
خاطرات كودكي زيباترند همكلاسي هاي من يادم كنيد
يادگاران كهن ماناترند بازهم دركوچه فريادم كنيد
درس هاي سال اول ساده بود كاش هرگز زنگ تفريحي نبود
اب را بابا به سارا داده بود جمع بودن بود وتفريقي نبود
درس پنداموز روباه وخروس كاش مي شد باز كوچك مي شديم
روبه مكار ودزد وچابلوس لااقل يك روز كودك مي شديم
روز مهماني كوكب خانم است ياد ان اموزگار ساده پوش
سفره پر از بوي نان گندم است ياد ان گچ ها كه بودش روي دوش
كاكلي گنجيشكي باهوش بود
اي معلم نام وهم يادت بخير ياد درس اب و بابايت بخير
اي دبستاني ترين احساس من بازگرد اين مشق ها را خط بزن
این شعر را معلم زبانم بعد از شنیدن در جمع معلمها برای ما خواند![]()
نم نم باران يك اسمان
يكشنبه بازكوچه خيابان يك اسمان
هم قدم لحظه ها شدم درهواهوي ميدان يك اسمان
من مي رسم گرچه نيازم كار اينجاست
سيب معني انسان يك اسمان
بي ابر تشنه دل وصبور ايستاده اند شاخه نه دستهاي درختان يك اسمان
وقتي تمام عاشقي ام را ورق زدم يكشنبه ظهر نم نم باران يك اسمان
این مطلب هم از اقای سلیمی است
موفق باشید![]()
من گداي دوره گردم اومدم دورت بگردم
اومدم دورت بگردم من گداي دوره گردم
ياخدا ازدر خونت دست خالي برنگردم
اين گداي دل شكسته در خونتون نشسته
درخونتون نشسته اين گداي دل شكسته
دل من مثل كبوترتوي سينه ميزنه پر در خونه ميزنه در قلب سوزان ديده تر
در بسته وا نميشه دردمن دوا نميشه دردمن دوا نميشه دربسته وانميشه
بس كه من خونه به خونه دنبالت شدم روونه
ديگه جون توتن نمونده شده عاشق دیوونه
من مي خوام دورت بگردم كه بدي شفاي دردم
مگه عاشقي گناهه
اگه قلب من سياهه دل من ديوونه يه گوشه ي چشم ونگاهه
من گداي دوره گردم اومدم دورت بگردم
اومدم دورت بگردم من گداي دوره گردمسلام من این مطلب را از اقای سلیمی (مجری برنامه افتاب شرقی سیمای خانواده)شنیدم وبرای شما دوست عزیز نوشتم


